متكلم و دانشمند بهشمار ميآمد و اين امتياز را داشت كه داراي معلوماتي زنده در زبان يوناني بود و بهخاطر آن در پترارك و بوكاچيو علاقهٴ عميقي را برانگيخت، زيرا چنين معلوماتي در آن زمان در ايتاليا بسيار نادر بود. هنگامي كه در سال 1341 به ناپل رسيد به پائولو دا پروجا كتابدار دانشمند شاه روبر در انتخاب نسخههاي يوناني كمك كرد و به احتمال زياد از طريق او با بوكاچيو (ستاينده و مريد پائولو) ديدار كرد؛ سپس به آوينيون رفت و در آنجا پترارك را ديد و به او يوناني آموخت (ولي نه زياد). اين تدريس بهزودي براثر مأموريت تازهٴ بارلام در قسطنطنيه قطع شد، ولي با بازگشتش در سال 1346 دوباره ادامه يافت. پترارك در نامههايش اغلب از او ياد ميكند و بوكاچيو او را سخت ميستايد. بدينسان بارلام در ميان نخستين انسانگرايان به ناروا شهرتي داشت.
آثار او. اغلب آثار او دربارهٴ الاهيات ياسياست كليساست. او براي وحدت كليساي ارتدكس و كاتوليك نوشت و دلايل له و عليه كليساي لاتيني را مطرح ساخت. اين موضوع مستلزم بحث در ماهيت روحالقدس بود.1 رسالهاي دراين باب خطاب به دمتريوس صيدوني و رسالهٴ ديگري درباب لزوم وحدت خطاب به آلكسيوس كالوخِتوس نوشت و دراين زمينه دربرابر پاپ بنديكتوس دوازدهم سخنراني كرد.
برخي از آثار بارلام به يوناني و بقيه به لاتيني است. آنچه بسيار جالب است، ضد رومي (يا ضد لاتيني) بودن برخي از آنها و هوادار روم بودن برخي ديگر است، كه احتمالاً اين دوميها را پساز اسقف شدنش نوشته است. برخي از رسالههاي يوناني او بر ضد كليساي لاتين هنوز چاپ نشده است. بهعقيدهٴ يان (1897) او زماني سخت مخالف پاپ بود و انتشار داستان خيالي پاپ موٴنث بيشتر كار اوست.
او دستنامهاي دربارهٴ اخلاق رواقي نوشت.
آثار علمي او جداگانه در بخش زير بررسي ميگردد.
آثار علمي و بيشتر رياضي او. بارلام به اثبات عددي قضاياي مقالهٴ دوم اصول اقليدس پرداخت.
او همچنين يك كتاب محاسبه نوشت در شش مقاله در بارهٴ محاسبه با اعداد صحيح، كسر متعارفي و كسرهاي شصتگاني، احتمالاً با كاربرد نجومي. از آن جهت ميگويم احتمالاً، كه اين كتاب بسيار كمياب است و نتوانستم بهدست آورم. بارلام با روش هرون براي بهدست آوردن جذر تقريبي عدد غيرمربع آشنايي داشت و ميدانست كه تا بينهايت ميتوان آن را ادامه